العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

34

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و اگر هم بپذيريم كه در اين صورت خيال افكنى بوده و دليل نشود كه جادو هيچ واقعيت ندارد . و اما چشم زدن اثريست در باره نفوس كه چون چيزى را خوش دارند آفت بيند ، و ثبوتش از مشاهدات است و نياز بدليل ندارد و البته پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله هم فرموده « العين حق » چشم زدن درست است مرد را در گور كند و شتر را در ديگ و بسيارى از مفسران آيه و ان يكاد را بدان تفسير كردند . گفتند : شور چشمى در بنى اسد بوده و چون سه روز گرسنه ميماند به چيزى نميگذشت كه گويد امروز مانندش را نديدم جز اينكه چشمش ميزد ، و برخى كفار از پاره‌اى آنان خواستند كه آن را در باره رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله انجام دهد و خدا او را حفظ كرد ، جبائى بدين سخن اعتراض كرده كه آنان نظر خوش نداشتند بلكه او را بد و دشمن ميداشتند و جوابش اينست كه او را در شيوائى و صفات ديگرى ميستودند و گر چه از نظر دين دشمنش ميدانستند . سپس معتقدان بجادو و چشم اختلاف دارند كه يارى جستن از دعا و تعويذ و آويختن مهره و دميدن و مسح كردن براى دفاع از آنها رواست يا نه ؟ و جواز همه مناسبتر ، و مسأله فقهى است - پايان - من گويم : آنچه از اخبار و آيات گذشته براى ما روشن شده اينست كه جادو در پاره‌اى اشخاص و ابدان اثر دارد در مهر و دشمنى و اندوه و شادى ، و اما اثر در زنده كردن يا قلب حقيقت كه آدمى را جانور كند ندارد بىترديد ، و آنها از معجزاتند و هم مانند آنها چون بهبودى كور مادر زاد و پيس و انداختن دست سالم يا چسبانيدن دست بريده يا بر آوردن آب بسيار از ميان انگشتان يا سنگ و مانند آن . و ظاهر اينست كه اثر در مردن هم ندارد . زيرا دور است كه آدمى بتواند كسى را بىزدن و زخم و فشار تن بكشد گرچه خدا ميتواند اين اثر را به چيزى دهد و از آن غدقن كند ، چنانچه مى را مست‌كننده ساخته و از نوشيدنش غدقن كرده ،